ی گمان جامعه اسلامی نیازمند بازگشت به عزت و کرامت عصر نبوی (ص) است که در آن زمان به عنوان نمونه ای عینی از جامعه برتر از سوی خداوند برگزیده و به سایر ملت ها و امت ها معرفی می شود. به این معنا که جامعه عصر نبوی مصداق کاملی از امت نمونه و برتری است که می بایست در عرصه زمین تحقق یابد و در همه گستره به آن شکل مدیریت و هدایت شود. مدینه پیامبر(ص) به عنوان دولت شهری کوچک با همه ویژگی ها و خصوصیات یک جامعه نمونه ایجاد و مدیریت شد و در همان عصر به اهداف خویش دست یافت. از انسان هایی که فاقد هر گونه مدنیت و قانون بودن امتی با کتاب و قوانین نوشته شده ساخت و تنها به حوزه سیاسی و قانونی بسنده نکرد بلکه در همه حوزه های دانشی و روشی و اخلاقی توجه شد و برترین نمونه های انسانی را تربیت و پرورش داد. این جامعه هر چند به علل دچار تشتت و فروپاشی پس از عصر پیامبر(ص) شد و تنها در طول چهار سده توانست بر پایه آن چه تحت تاثیر آموزه ها و آموزش های پیامبر (ص) به دستاوردهای مهمی در همه حوزه های انسانی دست یابد که افتخار بشر است و به عنوان عصر طلایی از آن یاد می شود؛ با این همه شناسایی علل و عوامل موفقیت و رشد و تعالی جامعه نمونه عصر پیامبر می تواند ما را برای بهره مندی از اسلوب ها و روش ها و سازوکارهایی که از سوی پیامبر(ص) و دیگر مدیران همراه وی به مورد اجرا گذاشته است یاری و مدد رساند.
از آن جایی که تاریخ با همه تلاش خویش برای ثبت و ضبط رخدادها تا اندازه ای توانست این روش ها و سازوکارها را ثبت و گزارش نماید ولی از آن جایی که هر گونه تحلیل و تبیین درست از رخدادها و چگونگی تاثیر گذاری و حتی مقدار و اندازه هر یک از علل و عوامل از قدرت انسان بیرون است و از سوی دیگر انسان در معرض تاثیر عوامل درونی و بیرونی خود در تلقی و ضبط و نیز گزارش و نقل رخدادها و عوامل خواسته و ناخواسته تصرفاتی را انجام می دهد که گزارش را از حالت گزارش محض بیرون می برد و امکان استناد به آن را به شکل کنونی از ما سلب می نماید ؛ بر ماست تا هم در استناد به این منابع از حد اعتدال بیرون نرویم و بدون بررسی و تحلیل و تدقیق کامل و همه جانبه گزارشی را نپذیریم و با دیده تردید و گمان به گزارش ها بنگریم تا ناخواسته در استفاده و بهره مندی از روش ها و سازوکارها و یا علل و عوامل یاد شده دچار گمراهی نگردیم و به جایی رسیدن به جامعه مطلوب و برتر به جامعه آشفته و متشتت دچار نگردیم ، بهتر و خردمندانه تر آن است که هم در بهره گیری از آن به شکل تردید بنگریم و بدون بررسی و تدقیق و تحلیل همه جانبه و اثبات آن از آن ها الگوبرداری نکنیم بلکه در جست وجو راهی مطمئن بر آیم تا بتوانیم با استناد به آن به حقیقت دست یابیم و رخدادها را آن چنان که به وقوع پیوسته تحلیل و از ابزارها و سازوکارها و عوامل واقعی و موثر آن برخوردار شویم.
به نظر می رسد که قرآن به عنوان کبرای هر برهانی می تواند ما را در این راستا یاری و مدد رساند. به این معنا که قرآن به عنوان کتابی که هیچ گونه گمان و تردیدی در آن را نمی یابد و گزاره های خبری آن از اطمینان صد در صدی برخوردار است می تواند بهترین و کامل ترین و مطمئن ترین منبع برای دست یابی به چگونگی ایجاد جامعه برتر مدینه و علل و عوامل تاثیر گذار در آن باشد.